مرتضى راوندى
8
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مرگان ، پس از مطالعات و تحقيقات در مورد خانواده ، به اين نتيجه مىرسد كه در روزگار قديم ، روابط جنسى بشر ، در داخل قبيله ، مقيد به هيچ قاعدهيى نبوده ، بطورى كه هر زن به هر مرد و هر مرد به هر زن تعلق داشته است . مقصود از اينكه « روابط جنسى بشر مقيد نبوده » اين است كه حدودى كه امروز يا در دورههاى قبل از دورهء ما ، براى روابط جنسى بشر ديده مىشود وجود نداشته است ؛ مثلا حسد وجود نداشت ، و مسلما حسد از احساساتى است كه بعدا پيدا شد ؛ فكر زناى با محارم هم وجود نداشت ، زيرا كه نه فقط در ادوار اوليه ، برادر و خواهر با يكديگر زن و شوهر بودند بلكه حتى امروز هم ، روابط جنسى ميان والدين و فرزندان ، در ميان عدهاى از قبايل در آلاسكا و امريكا و شيلى و هندوستان مجاز است . به اين ترتيب ، تضييقاتى كه بعدا در اثر عادت بر جامعه تحميل شد ، در آن روزگار نبود . به نظر محققان جديد ، با گذشت زمان ، مناسبات جنسى رو به تغيير نهاد . « جماعات اوليهء همخون حق نداشتند زنان را از داخل اجتماع خود انتخاب كنند . در نتيجه ، هر گروه و جماعتى